• من تا هیجده سالگی زندگی عادی داشتم وقتی ک رفتم سربازی زندگیم عوض شد تغییرکرد تاحالا انقد اذیت نشده بودم خیلی سختی کشیدم دوماه بعدازشروع خدمتم یه روز صبح قبل رفتن سرکارهای روزانه رفتم دسشویی و برگردم ولی یه انفاق عجیب افتاد هرکاری کردم‌نتونستم اجابت مزاج داشته باشم فک کردم عادیه ازفرداش همین روال بود یعنی نمیتونستم اجابت مزاج داشته باشم .چنتا دکتررفتم همشون گفتن آی بی اس داری ودرمانی نداره از اونجا شروع شد والان یازده سال آزگار زندگیم و ب لجن کشیده و روزی صدبارآرزوی مرگ دارم

  • یک ساله درگیرم
    چند ماه یکبار دچار يبوست شدید میشم که باعث میشه یه هفته تا 3 هفته اشتها و تمرکزم کم بشه سردرد های شدید خستگی همیشگی ونفخ دل درد و عدم اجابت مزاج تا یه هفته و...
    این علائم با عصبانیت و ناراحتي و استرس و بعضی از غذا ها شروع میشه

  • برابر نظر پزشک معالج به تنبلی روده دچارشده ام البته یبوست از نوجوانی با من هست که یکبار هم عمل کرده ام ولی اکنون با فاصله طولانی وحجم اولیه بزرگتری است که ناچار میشوم بطور فیزیکی خارجش کنم ومدفوع به شکل گلوله است البته تا زمانی که پودر پیرامید مصرف میشد معده روان بود ولی با اتمام ان دوباره وضع اول شروع شد مدتی است که با دستورات اطبا سنتی عمل میکنم کمی بهترم وسعی میکنم از داروهای شیمیایی پرهیز کنم از طرفی دچار ورم پروستات بوده وبعد از فوت پدر ومادرم دچار افسردگی شدید روحی شدم البته این وضعیت قبلا هم تا حدی که منجر سردردهای شدید میشد وتا دو سال سر ترالین مصرف میکردم وبعد از فوت والدین نیز دچار فراموشی میشدم که پزشکان علت را همین افسردگی میدانستند ولی به هر حال از دست پزشکان اعصاب وروانپزشکی دررفتم

  • داشتن کبد چرب -فیبروم رحمی -وجود چند عدد کیست در کلیه -عدم پریود -سن 49 سال- سابقه سرطان از نوع های کبد ریه ستان و رحمی در کل خانواده

  • از سن 22 سالگی و طی سفری به همراه بچه های فامیل به یکی از کلان شهرها داشتیم متاسفانه از جمع چهار نفره ما سه نفر از بچه که نسبت خیلی نزدیکی به هم داشتند شروع کردن به تمسخر و آزار روحی رساندن به من که یک روز در یکی از مکان ها که برای کار رفته بودیم هنگام استراحت یک بوی بدی پخش شد و یکی از بچه ها گفت فکر کنم فلانی که من باشم نشتی داره این اولین باری بود که برای من این اتفاق افتاد و ادامه پیدا کرد تا دو ماه بعدش زمان آموزش خدمت سربازی به حدی خروج بی اختیار گاز از من زیاد بود که خودم خبر نداشتم ولی کسانی که در محیط آسایشگاه به من نزدیک بودن کاملا این بو در اون فضای به اون بزرگی حس می کردن و چند باری بهم تیکه انداختن و من هم تازه این بیماری و گرفته و هاج و واج بودم...گذشت و خدمت ما تمام شد..بعد از خدمت هم این مشکل من ادامه پیدا کرده تا حال الان تو فامیل ارتباطم قطع شده و مادر و خواهرام هنگام رانندگی از بوی بد میرن صندلی عقب می شینند به خدا روم نمیشه تو روی خالم و یکی از پسر خاله هام نگاه کنم چون چند بار جلو ماشین نشستن ومن آبروم رفت و اونها هم تو دفعات بعد رفتن صندلی عقب نشستن...الان از پاییز سال 92 تقریبا 6 سال میگذره و زندگی من فلج شده ماشین داشتم فروختم الکی گفتم پول لازمم بود تا توی ماشین نشینم و بجاش موتورسیکلت گرفتم الان دل مرده ام و افسرده نه واسه ادامه تحصیل می خونم نه واسه استخدامی نه می تونم بیش از چند ماه سر یه کار بمونم الان بد بخت بد بختم بگونه ای که از فکر تشکیل خانواده هم اومدم بیرون

  • من پسری دو ساله دارم که حدود شش ماه است نه تنها وزن اضافه نکرده است کاهش وزن نیز داشته است.در طول روز اکثر اوقات باهر میان وعده یا وعده غذای اصلی غذای او به صورت هضم نشده دفع میشود .نزد دکتر فوق تخصص گوارش کودکان بردم .به او زینک سولفات و نکسیوم تجویز کرد که بعد از یک ماه حتی تغیری در تعداد دفعات دفع او که گاهی به 7 بار در روز هم میرسید نداشت.ومتاسفانه بسیار در طول روز بی قراری میکند
    .مخصوصا با خوردن میوه این وضعیت و اسهال او بد تر میشود .در ضمن گهگاهی در مدفوع او خلط هم دیده میشود.که آزمایش مدفوع او نیز طبیعی است.

  • Fach

  • من مشکل اسهال از بچگی داشتم که دوران دانشگاه زیاد شد تا جایی که دیه دکترا نمیخونم؛ اما سه سال که پشت کنکور ارشد بودم و بی خیال دنیا؛ حالم خوب شده بود؛ و علایم به طور کیل حذف شده بودن؛ به امید روزی که همه خوب بشن؛ اما باید همه امید داشته باشن؛ چون درمان داره

صفحه 3 از 12 صفحه